جمال الدين محمد الخوانساري

437

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

تتمهء كلامي است كه در آن مواعظ ونصايح بوده وچون واگذاشتن اسراف به ميانه روى وتنگ گيرى هر دو مىشود فرموده‌اند كه : واگذار اسراف را در حالي كه ميانه روى كنى نه اين كه تنگ‌گيرى كنى ، چه آن نيز مذموم است ، وباقي كلام ظاهرست ومحتاج بشرح نيست . 6597 فافق ايّها السّامع من غفلتك ، واختصر من عجلتك ، واشدد ازرك ، وخذ حذرك ، واذكر قبرك ، فانّ عليه ممرّك . پس بهوش بيا اى شنونده از غفلت خود ، وكم كن از شتاب خود ، وقوى گردان پشت خود را ، وفراگير حذر خود را ، وياد كن قبر خود را ، پس بدرستى كه بر آنست گذر تو ، اين نيز تتمهء كلامي است كه در آن مواعظ ونصايح بوده ، ومراد كم كردن شتاب در كارهاست وبىتفكر وتأمّل كردن آنها ، يا شتاب در مطالب دنيوي وسعى در آنها ، و « قوى گردان پشت خود را » يعنى در كارها كه كنى باين كه بىتأمّل وتفكر نكنى ، يا در باب آخرت خود بكمال أطاعت وفرمانبردارى حق تعالى ، و « فراگير حذر خود را » يعنى در هر كار كه كنى حذر كن از بدى عاقبت آن وانديشه كن از آن ، يا حذر كن از بدى عاقبت خود وسعى كن از براي صلاح « 1 » آن . 6598 فاتّقوا اللّه تقيّة « 2 » من أيقن فأحسن ، وعبّر فاعتبر ، وحذّر فازدجر ، وبصّر فاستبصر ، وخاف العقاب ، وعمل ليوم الحساب . پس بترسيد از خدا ترسيدن كسى كه يقين داشته باشد پس نيكوئى كرده باشد ، وعبرت فرموده شده باشد پس عبرت گرفته باشد ، وترسانيده شده باشد پس باز ايستاده باشد ، وبينا كرده باشد پس بينا شده باشد ، وترس داشته باشد از عقاب ، وعمل كرده باشد از براي روز حساب .

--> ( 1 ) كذا بخطّ شارح ( ره ) صريحا ، ودر غير نسخهء شارح : « اصلاح » . ( 2 ) كذا بخطّه ( ره ) صريحا موافق نسخهء چاپ هند ( ص 258 ، س 1 ) ودر چاپ صيدا ( ص 165 ، س 22 ) : « تقاة » .